تبليغاتX
سادگي: قصيده نه، غزل شايد
سادگی
قصیده نه، غزل شاید (سابق)
سه شنبه یازدهم تیر 1387
سبک زندگی ما:

  الان فکرمی‌‌کردم؛ خبرهایی که امروز، درچند دقیقه‌، با GoogleReader خوانده‌ام، برای یک قرن یک طویله کافیه.

 من - تهران - 24 ساعت اخیر:

دیشب توی نیایش برق را قطع کرده بودند چراغ‌های راهنمایی خاموش شده بود، اتوبان به گه کشیده شده بود. راننده‌ها در نقش پلیس سعی می‌کردند یک راه برای خودشان باز کنند.

بعد مدت زیادی در صف طولانی پمپ بنزین نیایش بودیم.

دیروز نتوانستیم داخل آب برویم: این یکی دو هفته، آب استخر مجموعه انقلاب کدر شده و بوی بدی میدهد. از دوش‌ها یک آب باریکه قدر شیر سماورآب می‌آید. و دایما می‌گویند: کم آب مصرف کنید.

شب‌های مسابقه فوتبال که دیدید، الان وسط هر برنامه‌ی تلویزیون وقت و بی‌وقت می‌گویند: در مصرف برق صرفه جویی کنید. مردم روشنایی نداردند.

بچه ها - گلچین گوگل ریدر - 24 ساعت اخیر:

1. +

خبرگزاری دولتی ایرنا به نقل از ابوالفضل ظهره‌وند «سفیر ایران در رم» اعلام کرد که محمود احمدی‌نژاد در دیدار از ایتالیا در خردادماه سال جاری، هدف عملیات تروریستی با اشعه‌ایکس بوده است.

هره‌وند گفت که یک روز قبل از ورود احمدی‌نژاد به رم، بررسی‌هایش نشان داده که دستگاه تشخیص اشعه ایکسی که در محل اقامت وی نصب شده بود، تشعشات زیادی را از خود منتشر می‌کند.

وی افزود: «سطح تشعشات این دستگاه به جای ۳۰۰ درجه ۸۰۰ درجه بوده است. »

وی افزود:‌ «وقتی رئيس‌جمهوري وارد محل شد، ميزان اشعه دستگاه بيشتر شد و به بالای ‪ ۱۰۰۰رسيد به‌طوری كه آثار ناشی از شدت اشعه در محيط داخل ساختمان كاملاً احساس می‌شد. »

2. +

نمایندگان مجلس شورای اسلامی فردا سه‌شنبه بررسی فوریت طرح مهمی را در دستور کار دارند که در صورت تصویب نهایی آن؛ مرتکبان جرایمی که مصداق اخلال در امنیت روانی جامعه تشخیص داده می‌شوند محارب شناخته شده و به اعدام محکوم خواهند شد

مصادیق جرایم به غیر از بزهکاری و فساد: دایر کردن وبلاگ و وب‌سایت مروج فساد و فحشا، الحاد.

در صورت تصویب نهایی این طرح، علاوه بر اینکه مرتکبان جرایم مخل امنیت روانی جامعه به اعدام محکوم می شوند اماکن و وسایل نقلیه آنان نیز ضبط و توقیف خواهد شد.
بر اساس این طرح رسیدگی به مجازات این مجرمان خارج از نوبت انجام می شود و احکام صادره نیز غیر قابل توقف، تعلیق و یا تبدیل خواهند بود. همین‌طور مطلب روزنامه اعتماد: مجازات اعدام برای جرائم امنيت روانی

3. +

بند هـ از نامه متنحب‌نیا، که از رییس‌جمهور پرسیده؛ شخصي نقل كرده است، روزي يكي از نزديكان رئيس‌جمهور من را دعوت به شركت در نماز جماعت آقا كرد و من به تصور اينكه امام جماعت، مقام رهبري است با او به محلي رفتيم. وقت نماز مشاهده كردم صف نماز تشكيل شد در حالي كه امام جماعت حضور ندارد و فقط سجاده‌اي پهن است، وقتي سوال كردم كه رهبري كي تشريف مي‌آورند؟ گفتند: هيس ! امام جماعت، حضرت ولي عصر(عج) است.

همین‌طور: دستگیری مدیر مسئول روزنامه ،  منتجب نیا: نامه بدون اطلاع من منتشر شده.

4. +

فیروز کریمی به خاطر متلک انداختن به علی آبادی ممنوع الکار شد؛ شهرام شفیع زاده مدیر عامل استقلال اهواز در مصاحبه امروز با خبرگزاری فارس اعلام کرد در شرايطي كه دو شب قبل فيروز كريمي با حضور در شهر اهواز و هيئت فوتبال اين شهر، قرارداد خود را با تيم استقلال اهواز را به ثبت رسمي رساند ، به دلیل مصاحبه تلويزيوني اين مربي با يكي از برنامه هاي شبكه تهران و صحبت‌هايش در آن برنامه که موجبات ناراحتي شدید برخي مسئولان ورزش ایران شده است ، امکان ادامه همکاری با وی را نخواهیم داشت.

5. +

ناوسالار يكم پاسدار ابوالقاسم آمانگاه فرمانده مرزبانان جنوب غرب كشور كه 15 نظامي انگليسي تحت فرماندهی وی بازداشت شده بودند در منطقه سرخه حصار تهران ترور شد. (پرس تی وی)

6. +

باقرزاده، فرمانده كميته جستجوي مفقودين ستاد كل نيروهاي مسلح ، با بيان اينكه به طور متوسط در هر استان مرزي كشور بين ‏‏15 الي 20 هزار قبر براي سربازان دشمن متجاوز حفر خواهد شد، گفت: ‌"پيش‌بيني شده است تا در مجموع 320 ‏هزار قبر براي متجاوزان آماده شود".‏ ‎ ‎ ‎ ‎اين سردار سپاه پاسداران اظهار داشت: "به منظور حفظ تماميت جسمي و كرامت كشته شدگان دشمن و پيشگيري ‏از مفقوديت بلند مدت آنان ترتيبي اتخاذ شده است تا با حفر قبور كافي در مناطق مرزي و با نقاط مرزي نزديك به ‏خطوط نبرد توسط گروه‌هاي داوطلب مردمي، عمليات تدفين اجساد سربازان دشمن به خوبي و در كمترين فرصت ‏ممكن انجام گيرد.‏"‏‎ ‎ سردار باقرزاده در بخش ديگري از اظهارات خود با يادآوري جنگ آمريکا عليه ويتنام، به طورغير مستقيم اين ‏قبور را محل دفن سربازان آمريکايي دانست و گفت: "در تلاش هستيم تا با اقدامات پيشگيرانه، گام مفيدي براي ‏كاهش رنج‌ها و آلام خانواده‌هاي آن گروه از سربازاني كه در تجاوز احتمالي به كشورمان به هلاكت مي‌رسند ‏برداريم و نگذاريم تجربه تلخ و طولاني جنگ ويتنام تكرار شود". ‏ باقرزاده رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس نيز خواستار حمايت جامعه بين الملل از اين اقدام شده و ‏گفته است که انتظار داريم "جامعه بين الملل با تقويت كميته جستجوي مفقودين جمهوري اسلامي ايران از اقدامات ‏غيرانتفاعي اين كميته براي تدفين اجساد سربازان كشور متجاوز حمايت نمايد."

همین طور: سردار باقرزاده رييس اين كميته در تازه‌ترين اظهارات خود در خرمشهر اعلام كرد: قبور درنظر گرفته شده تنها بر اساس تهديدات زمين‌پايه دشمن است.

7. +

در خبر ها آمده بود: وزير نيرو گفت رئيس جمهور شخصا دستور داده است براي صرفه جويي در مصرف برق، در جلسات هيئت دولت هيچ گونه لامپي روشن نشود.

8. +

آقای هرش که مدعی حضور نیروهای ویژه آمریکایی در ایران شده بود، در گفتگو با برنامه 'World Today' رادیو سرویس جهانی بی بی سی عنوان کرد ماموران آمریکایی نفوذ کرده به ایران "از سوی رئیس جمهور آمریکا اجازه دارند که اگر بتوانند در مسیر یک فرد تروریست قرار گیرند، او را بربایند یا بکشند."

او در پاسخ به این سوال که برای آنها "تروریست" به چه معنی است، گفت: "اهدافی که من از آن اطلاع دارم شامل دانشمندان هسته ای ایران می شود." 

+ نوشته شده در 23:41 توسط محمد.
دوشنبه بیستم خرداد 1387
انتخابات ریاست جمهوری آمریکا؛ اسراییل، ایران

 یک:

 + همیشه نامزدهای نهایی رییس جمهوری آمریکا در جمع  AIPAC (American Israeli Political Activity Committee) سخنرانی می کنند. باراک اوباما (چهارم ژوئن) و جان مک کین (دوم ژوئن ) در این جمع سخنرانی کردند ، فرکانس کلمات به کار برده شده را در زیر می بینید:

Obama mentioned in his AIPAC speech

Iran 29 times
Palestinians 11 times
Iraq 10 times
Syria 5 times
Hamas 4 times
Lebanon 3 times
Hizbollah 1 time

McCain mentioned in his AIPAC speech

Iran 31 times
Iraq 13 times
Hezbollah 8 times
Lebanon 5 times
Palestinians 4 times
Hamas 4 times
Syria 1 time

دو:

+ اوباما چند ساعت بعد از انتخاب شدن گفت:« تهدیدی بزرگ تر از ایران برای اسرائیل، صلح و ثبات منطقه وجود ندارد.»

سه:

+ ایران دیگر " آس" ندارد. اسراییل دقیقاً در روزی که قیمت نفت در بازارهای جهانی بار دیگر رکوردی تازه و البته بی‌سابقه بر جای گذاشت، از حمله «اجتناب‌ناپذیر» به ایران سخن گفت...

چهار:

+  «عاقبت سیاست اوباما و احمدی نژاد به کجا خواهد انجامید؟»

بطور تاریخی تقارن عجیبی است بین افزایش فشار بر روی مسئله هسته ای و تند شدن شعارهای ضد اسرائیلی (و در مقطعی مسئله هالوکاست) توسط احمدی نژاد. توضیح این پدیده به این صورت است که سیاست دولت احمدی نژاد اینست که در مقابل هر بحرانی که آمریکا برای ایران بوجود می آورد دست به ایجاد بحرانی متقابل بزند. انتظار این است که اعمال سیاست "بحران سازی متقابل" باعث گردد که آمریکا از موضع تهاجمی به یک موضع تدافعی کشانده شده و حداقل بطور مقطعی عقب نشینی نماید...

بی شک یک هدف برک اوباما از اتخاذ این موضع سوپر عقاب گونه جلب حمایت لابی اسرائیل بوده است. طرح موضوع "بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل" در حالی که دو سال پیش آخرین دو کشور یعنی کاستاریکا و ال سالوادور که در بیت المقدس سفارتخانه داشتند نیز به تل آویو نقل مکان کردند چشمان بسیاری را از حیرت گرد کرد...

مخلص کلام اینکه ادامه استفاده از ورق هسته ای با اتکاء به گزارش اخیر آژانس توسط غرب از یکسو لابی اسرائیل را به پیروزی خواهد رساند و از سوی دیگر نیز جریان فکری احمدی نژاد بیشترین بهره را خواهد برد. ولی سئوال بزرگ اینست که تا کی این وضعیت نه جنگ و نه صلح که سخت ناپایدار بنظر می رسد قابل تداوم است؟ آیا با وجود همه فرضیاتی که ذکر آن رفت گزینه منطقی تری برای ایران وجود دارد؟

 

+ نوشته شده در 13:37 توسط محمد.
یکشنبه پنجم خرداد 1387
رییس‌جمهور آینده‌ی ایران می‌نویسد!   (نوشته کوروش ضیابری متولد ۱۳۶۹)

+ نوشته شده در 17:32 توسط محمد.
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387
 «  کتاب در کشورهای خارجی یک کالای مصرفی است، که مردم یکبار می خوانندش و می اندازند کنار، اما در کشور ما کتاب یک کالای سرمایه ای است که مردم آن را نگاه می دارند، آن را همانند یک شی گرانبها حفظ می کنند و بارها از آن استفاده می کنند، نه اینکه تا کتاب را خواندند رهایش کنند.»

باورت می شود این را وزیر فرهنگ مملکت عزیزمان در رادیو گفته باشد. آن هم در جواب اینکه چرا  تیراژ کتاب در کشور عزیزمان- ایران- به طرز فاجعه آوری پایین است؟! 

استدلال فوق را درآورده که یعنی تیراژ کتاب اصلا ربطی به کتابخوانی ندارد. و علاوه کرده سرانه ی کتاب خوانی در ایران - کشور عزیزمان- روزی ۲ دقیقه است.

 از وبلاگ صادق.

+ نوشته شده در 2:1 توسط محمد.
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387
قیصر میدان دار شد.
 زندگی در حاشیه از قیصر امین پور را الان دیدم.

بین میدان کاج و سرو در سعادت آباد،یک میدان هست، چون نزدیک شهرداری منطقه دو  ست می گویند میدان شهرداری. از دیروز شده میدان " زنده یاد قیصر امین پور".

+ نوشته شده در 12:31 توسط محمد.
سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387

این را بهمن نوشته؛

 

 سال دوم يا سوم راهنمايي بود. هفته ي اول يا دوم سال. نيمکت آخر ته کلاس تنها نشسته بودم که پسري ناآشنا وارد کلاس شد. تازه وارد بود و انتقالي از رشت. مو بور و رو سرخ.  چشمانش با خجالت کلاس را گشت و کنار من متوقف شد. آهسته آمد جلو و پرسيد :«اينجا جاي کسيه؟» «نه» «مي تونم اينجا بشينم؟» من من کردم. نمي خواستم کسي کنارم بنشيند. «آره مي توني.» بي آزارترين بغل دستي دنيا کنارم نشست. يک سالي همان جا بود و بعدتر با رحيم و پيمان قاطي شد. هيچ گاه صميمي نشديم اما هيچ گاه تندي اش را نديدم. هميشه مثل همان روز اول آرام بود و خجالتي.کنکور که قبول نشد شروع کرد درس خواندن. اين بود که يک سال بعد از ما دانشگاه آمد. همين شريف عمران مي خواند. گاه به گاه که به تصادف همديگر را مي ديديم سري تکان مي داديم که يعني سلام. يادمان هست که يکديگر را مي شناسيم. يک بار هم که رحيم آمده يود دانشگاه ما سه نفري بيشتر ياد گذشته ها کرديم و خيال آينده ها.ديشب با نااميدي سراغ وبلاگ محمد رفتم که حالا دير به دير تر از هميشه مي نويسد. لينک هاي بالاي صفحه اش را نگاه مي کردم بيشتر به اين هوا که ببينم محمد چه ها مي خواند. به مطلبي لينک داده بود با عنوان «گردابي چنين هايل». از سر کنجکاوي کليک کردم. وبلاگ سعيد باز شد که از بازي بودن دنيا مي ناليد. نوشته بود پسري يک هفته پيش از رشت راه افتاده سمت تهران و نرسيده. کالبدش را حالا پيدا کرده اند و دليل مرگ را نمي دانند. نوشته بود اعلاميه ترحيم پسر را ديده که اصالتا رشتي بوده و سال بالايي شان در دبيرستان. لرزيدم که سال بالايي سعيد اين ها که ما بوديم. گشنم دنبال کسي که اصالتا رشتي بوده باشد و چيزي يادم نيامد. خواستم همان نصفه شبي از سعيد بپرسم که ترسيدم. ترسيدم جوابي بدهد که شنيدنش سخت باشد.صبح مرتضي را دانشکده ديدم. اول نمره QA اش را پرسيدم بعد اينکه «راستي اين چي بود سعيد توي وبلاگش نوشته بود؟» مرتضي مي دانست که پسري رفته است و بازنگشته است. يعني آمده است که بيايد و نرسيده است. اسمش را پرسيدم و نمي دانست. جدا شديم  و مشغول روزمره. چند دقيقه بعد از مرتضي اس ام اس آمد. ساده بود و صريح:«امين وندائي.»***کجاي اين دنياي لعنتي ايستاده ايم؟ به چي بنديم؟ چقدر يادمان بيايد که دغدغه هامان از سر تا ته حقير است. به مويي و بنديم و انگار نه انگار. غصه ي چه مي خوريم. نگران چه هستيم... آن لعنتي که از رگ گردن به ما نزديک تر است خدا نيست، عزرائيل است... 

+ نوشته شده در 2:11 توسط محمد.
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387
نازها زان نرگس مستانه‌اش باید کشید

 بسیار خرفت شدم، هر چه الان فکر کردم اولین موقعیت دوستی ما چه بود یادم نیامد. ولی حدودا قبل از مهر چهار سال قبل بود. یعنی هزار و پانصد و خرده‌ای روز دوستی، معمولا توی ذهنم تا یازده هزار روز هم جلو می‌روم... 30 سال. اما نکبت‌بارترین کاری که در زندگی‌ا‌م می‌شناسم عهد دادن است... خودت یک‌بار‌گفتی از همان لحظه‌ای که آدم به کسی می‌گوید دوستش دارم، عذاب وجدان دارد چون دروغ‌گو شده. تازه این حرف هم همه‌اش نیست؛ من از ماندن نمی‌ترسم، از رفتن هم نمی‌ترسم، فقط نمی‌دانم چرا باید بمانم یا بروم؟ حالا اگر این معنی را می‌دهد که رفاقت را دست کم گرفته‌ام، شاید این بس باشد: بعد از غم رویش، غم بیهوده خورانند...

 امروزمحمد توی نمایشگاه گفت: من می‌‌خواهم بهترین نویسنده‌ی ایران باشم. بهش گفتم: باید با من رقابت کنی. خندیدیم...خیلی کیف کردیم. شاید محمد خیلی ساده ازدواج کند و فوق‌ لیسانس بخواند بعد یادش برود نویسنده شود، چیزی تغییر نمی‌کند، چون این سرنوشت محمد است نه محلی برای آرزوهای من. یا خود من که تو بهتر می‌دانی حتی راننده اتوبوس شدن هم دورم نیست...از اصفهان بر‌می‌گشتم یک‌جا راننده ماشین را نگه داشت برای امضای برگه‌های پلیس راه قبل از پیاده شدنش چند کلمه برای مسافرها حرف زد، مثلا گفت که ما راننده‌ها هم حالیمان می‌شود، پشتش قوز داشت، باور کن یک رهبر تمام عیار توی آن لباس آبی شوفری گیر افتاده بود. یعنی مساله آدم‌هاست، هیچ‌چیز دور نیست. حالا اگر آن راننده، آینده‌ی یکی از دوستانم باشد همان قدر اهیمت دارد که اگر نویسنده‌ای باشد.

 آخرش که چی؟ امشب به ‌جای آنکه عصبانی‌ام کند، غمگین‌ام می‌کند. از نظر من خیلی ساده است ما بیشتر از آنکه راجع به دوستی حرف بزنیم باید دوستی کنیم. اما اگر نرنجیده باشید، نه تو و نه آن دوست دیگرمان چقدر همه چیزعالی می‌شود.

+ نوشته شده در 2:18 توسط محمد.
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387
+ جامعه‌اي كه روياهاي جمعي‌اش را از دست داده باشد،‌ جامعه خطرناكي است...
+ نوشته شده در 19:43 توسط محمد.
پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386
درباره‌ی انتخابات روز جمعه: دوم

 مهمترین ویژگی مدلی که ارایه شد، پذیرفتن قانون‌اساسی و به طور کلی وضعیت فعلی است. و نتیجه می‌گیریم که قانون به همراه وضعیت فرهنگی و تاریخی ما، نهاد الیگارشیک با مرکزیت رهبری را تشکیل می‌دهد. این پدیده میل به قدرتمند شدن دارد  تا جایی که تمام نهادهای مدنی جنبه‌ی کاملا صوری (نمایشی) پیدا می‌کنند. در نمودار زیر که وضعیت الان ما (دموکراسی‌صوری) را نشان می‌دهد، بردارهای قرمز میل دارند تا هر چه بیشتر مجلس، دولت (و خبرگان) را به توده الیگارشیک شبیه کند و این میل کاملا طبیعی است. ابزارهایی مثل؛ بررسی صلاحیت، کارهای رسانه‌ای صدا و سیما، استفاده از نیروهای نظامی و نهادها و موسسات فرهنگی و ظرفیت مساجد [ به شکل‌های پست قبل مراجعه کنید].  در بعضی شرایط دولت هم در توده متراکم و الیگارشیک حل شده و به قدرت آن اضافه شده. اما بردارهای زرد جهتی را نشان می‌دهد که این نهادها به صورت طبیعی دارند. و با فاصله گرفتن هر یک از این نهادها در مقابل الیگارشی سنتی، در کارکرد و ماهیت بهتر می‌شوند. تا به شبه‌دموکراسی برسیم. شبه‌دموکراسی به این دلیل گفته می‌شود که مثلا کمونیست‌ها یا سکیولارها توانایی شرکت در این سیستم را نخواهند داشت یا در مورد مجلس خبرگان که ماهیتا  جایی برای روحانی‌ها است.

   تنها نیروی بیرونی که بردارهای زرد را ایجاد - یا تقویت - می‌کند، رای‌دهنگان هستند. یعنی رای مردم است که می‌تواند مقدار استقلال این نهاد‌ها را از توده‌ی الیگارشیک ( همه‌‌چیز خواه) تعیین کند. این یک تعبیر سیاسی از رای است برای سنجیدن تاثیرش بر دموکراسی.

  لازم است دوستانم این نکته را دقیق بگیرند که منظور دموکراسی مصطلح در جامعه‌شناسی سیاسی است، یعنی گروه‌هایی بتوانند با فرصت‌های برابر کنترل مجلس و دولت را در دست بگیرند. و این نهادها از ماهیت متغیر الیگارشی سنتی مستقل باشند و تصمیمات خود را اجرا کنند. که در این راه قانون اساسی ما مشکلات جدی دارد، ما برای حرکت در قانون اساسی که به نظر من تنها راهی است که وجود دارد (به غیر از شورش و جنگ و انقلاب و مردن!) چاره‌ای نداریم جز آنکه با رای خود این نهادهای مدنی را کمی بلغزانیم  البته در محدوده‌‌ی خط قرمزی که قانون اساسی این نهاد‌ها را محصور کرده.

 

 

  درباره‌ی انتخابات مجلس هشتم؛ مشکل من با استدلالی است که می‌گوید صرفا اگر به مخالفان احمدی‌نژادی رای بدهیم، سود کرده‌ایم. این حرف یک دروغ کوچک است، چون سعی می‌کند مخاطبش را مجاب کند به رای دادن، ولی نه با دلیل درست. احمدی‌نژاد یک مشکل موقتی بود و مساله‌ش تمام شده است. از طرفی مخالفان او خیلی هستند و از همه جور.

 ما برای اینکه به یک راه حل پایدار  برسیم باید از مدلی که درست کردیم استفاده کنیم و همیشه دنبال استقلال مجلس و دولت در مقابل الیگارشی سنتی (که کاملا سیال است و گاهی حتی دولت یا مجلس یا هر دو را شامل می‌شود) باشیم. لذا مخالفت با احمدی‌نژاد معنای خاصی نمی‌دهد یا دست‌کم کافی نیست.

 همچنین به نظر من ماهیت انتخابات یک حرکت سیاسی است و اولویت اول در رای دان برای نخبه هاباید پیش بردن نظام سیاسی ایران به سمت دموکراسی باشد. [به آخرین تصویر پست قبل نگاه کنید.]

+ نوشته شده در 4:51 توسط محمد.
چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386
درباره‌ي انتخابات روز جمعه

  احمدي‌نژاد لولو نيست، پس دليلي ندارد ما ازش بترسيم و نتيجه بگيريم اگر در انتخابات مجلس به مخالف‌هاي او راي بدهيم امتياز گرفته‌ايم!  البته به فکرم مي‌رسد که بايد منافع مشترکي ميان من و مخالف او(مثلا: عماد افروغ يا صادق خوش‌چهره) وجود داشته باشد که اين حمايت را منطقي کند، اما اشکالي در اين تاکتيک هست.

 براي اين که حرف تکراري نباشد لطفا " احمدي‌نژاد مثل آب توبه " بهمن دارالشفايي را بخوانيد.  لازم است تا قسمت‌هايي از کتاب  " ديباچه‌اي بر جامعه شناسي سياسي ايران " را بگويم:

 

 در يک تصور کلي ازساختار قدرت در ايران؛ اول: از جهت ايدوئولوژيک ويژگي‌هاي دولت جامع‌القوا را دارد اما در عين حال عناصر نهادي و سلسله مراتبي خاصي که معمولا با آن همراه است را نداشته. دوم: از جهت ساختار قدرت ويژگي‌هاي نوع نظام سياسي معروف به دموکراسي صوري( نمايشي) در آن مشهود است. سوم: در سالهاي دهه‌ي 70 ويژگي‌ها و عناصري از نوع نظام سياسي شبه‌دموکراسي در آن تکوين يافت... ص: 48

 روي هم رفته آنچه به نظام جمهوري اسلامي در شرايط متحول خود، خصلت دموکراسي‌صوري يا شبه‌دموکراسي مي‌بخشد، عملکرد و استقلال نهاد‌هاي دموکراتيک آن در مقابل اليگارشي سنتي حاکم بوده است، تسلط اليگارشي سنتي بر اين نهادها ماهيت نظام سياسي را به دموکراسي‌ صوري متمايل مي‌سازد؛ در مقابل استقلال نسبي آنها از اليگارشي سنتي، شاخص اصلي گسترش شبه‌دموکراسي است. ص: 56

  قانون اساسي؛ قواي حاکم در جمهوري اسلامي يعني قوه‌ي مجريه، مقننه و قضاييه زير نظر ولايت مطلقه امر و امامت امت، بر طبق اصول آينده‌ي اين قانون اعمال مي‌گردند.(اصل 57) بنابراين مجلس نمي‌تواند قوانيني وضع کند که با اصول و احکام مذهبي مغايرت داشته باشد.. شوراي نگهبان مسئول تضمين رعايت اين اصل است. فقهاي شوراي نگهبان نيز از جانب رهبر منصوب مي‌شوند. بر طبق اصل 93 ، مجلس شوراي اسلامي بدون وجود شوراي نگهبان اعتبار قانوني ندارد، حق تفسير قانون اساسي نيز از آن شوراي نگهبان است. (اصل 98). صلاحيت نامزدي رياست جمهوري نيز بايد به تاييد شوراي نگهبان برسد. ص: 58

 بر طبق اصل 107 تعيين رهبر به عهده خبرگان است، اما شرايط خبرگان و کيفيت انتخاب آنها براي نخستين‌بار بوسيله فقهاي اولين شوراي نگهبان مشخص شد و پس از آن هر گونه تغيير و تجديد نظر در آن قانون در صلاحيت مجلس خبرگان قرار گرفت. بر طبق اصل 110 مهمترين اختيارات ولي‌فقيه عبارتند از:تعيين سياست‌هاي کلي نظام و نظارت بر اجراي آنها، فرماندهي کل قوا؛ نصب و عزل فقهاي شوراي نگهبان و ريس قوه قضاييه و رييس ستاد مشترک و فرمانده کل سپاه، حل مسايل و بحرانها از طريق مجمع تشخيص مصلحت، عزل رييس جمهور پس از صدور راي مجلس مبني بر عدم کفايت وي. رييس جمهوري در حدود وظايف خود در مقابل رهبر و مجلس مسوليت دارد و استعفاي خود را نيز به رهبر تقديم مي‌کند. مجموعه روابط نهادهاي سياسي اصلي در قانون اساسي جمهوري‌اسلامي را مي‌توان به شکل زير نمايش داد:

 

 مدل بشيريه تنها مدلي نيست که از قانون اساسي ايران برداشت شده، اما دياگرام بالا از نص قانون اساسي ايران بر ‌آمده. بنابراين اگر با مستندات و جمع‌بندي او از نوع نظام سياسي جمهوري‌اسلامي موافق نيستد، مي‌توانيم با توافق روي همين دياگرام، مدلمان را بنا کنيم. تاکيدم روي عبارتي است که آبي شده بود. در  برداشت من از اين مدل؛ که ويژگي اصلي‌اش حرکت در قانون اساسي جمهوري اسلامي است تنها راه ممکن براي حرکت به سمت دموکراسي؛ استقلال نهاد‌هاي دموکراتيک آن در مقابل اليگارشي سنتي است. نهاد‌هاي دموکراتيک در اينجا يعني: نمايندگان مجلس، رييس جمهور، هيات دولت به واسطه رييس جمهور، و منتخبان شوراي شهر و تا حدودي خبرگان . اليگارشي سنتي يعني: رهبر، شوراي نگهبان و تمام نهاد‌هاي که رياستشان مستقيم يا با واسطه توسط رهبر تاييد مي‌شود.

 خب براي اينکه ایده را بهتر بفهميم- البته بهترين راه خواندن خودکتاب است-  نمودار بالا را ساده مي‌کنيم، تصوير قانون اساسي ايران با جداسازي نهادهاي دموکراتيک از اليگارشيک:

در تصوير فوق روابط تا جاي ممکن ساده شده و سعي شده تا نتيجه فرآيندها به صورت بسته‌ای در سبد يک گروه قرار بدهد، رديف دايره‌‌هاي سفيد رنگ که در پايين جايگاه رهبري قرار دارد مي‌تواند از نهادهاي دموکراتيک تاثير بپذيرد.

تنها راه ممکن براي حرکت به سمت دموکراسي، استقلال نهاد‌هاي دموکراتيک آن در مقابل اليگارشي سنتي است. اما براي فهم معني استقلال نهادها به نمودار ديگري نياز هست؛

 اين نمودار که مي‌شود به آن نمودار حاکميت گفت. نشان مي‌دهد که الگوريتم قانون اساسي ايران اجازه مي‌دهد که تمام نهادهاي مستقل به صورت متراکمي یکی شوند.  تمام ابزار و نيروهايي که در دست نهاد اليگارشيک هست را با بردار قرمز نشان داده شده و مرکز وارد کننده‌ي اين نيروها شورای نگهبان فرض شده. بردارهای زرد نيرويي است که اين نهادها را به سمت خارج مي‌کشاند.

 در نتيجه مي‌شود چهار نوع نظام سياسي موجود را در مورد قانون اساسي ايران به کار بست و به شکل زير نشان داد؛

 

 

ادامه: قسمت دوم.

+ نوشته شده در 3:18 توسط محمد.
Check Page Ranking