انتظار زیادی است که میان ماه رمضان و محرم فرق باشد. متولی و خلق الله همانند که تمام دوازده ماه سال. رمضان خارج این سیاهه تداعیات چه دارد؟ ربنای استاد، زولبیا و بامیه، سریالهای تلویزیون، سفره افطار خانواده ایرانی. رمضان که نا به خود بر مدعیان بگذرد. محرم هم چنتهی خالی شان رو میشود.
دو چیزی که در رمضان ، از بودن در رمضان، برایم الان معنی میدهد. یعنی نقدا در همین سه روز که گذشته: کتاب قرآن بوده با ترجمه. یکی هم، خواب زبان روزه. آخ اگر سر بی رویا بر بستر بگذاری!
نامهی عماد الدین باقی، به مرجعهای ایران و مسولین قضایی درباره اعدامهای 6 ماه اول سال:
اعدامهای اخير که بسياری از آنها مرتکب هيچ قتل نفسی نشده بودند و بنابه اقرار برخی متوليان، صرفاً به قصد ارعاب انجام شده است مصداق بارز اسراف در قتل است...
فاجعه بزرگتر از اعدامهای پیدرپی، سکوت نخبگان و احزاب و نهادهای مدنی ايران از يکسو و بیتفاوتی يا تمکين افکار عمومی در برابر تبليغات و ادعاهای يکسويه رسانههای دولتی از سوی ديگر است. که اجازه نمیدهند فرد ديگری در برابر مسوولان اين اقدامات، به مناظره علمی بنشيند. اين سکوت سبب میشود که عمق يک تراژدی انسانی و قضايی پنهان بماند.
بنابر اطلاع دقيق از محتوای تعدادی از پروندهها و با ملاحظه و استناد آرای صادره، بسياری از اين افراد حتی طبق قوانين جاری نيز نبايد اعدام میشدند .صرفنظر از ديدگاه شخصی خود درباره نفی اعدام و با فرض موافقت کامل با تمام قوانين و مقررات کنونی سالب حيات، بدون شک اعدام کسی که بدون رعايت کامل تشريفات دادرسی عادلانه کشته شود نه يک مجازات قانونی که يک نوع جنايت به شمار می آيد...
▪
حامد قدوسی دو داستان – درست این است بگویم دو وضعیت - طرح کرده، میان دو نفر که یکی از ایران میرود و دیگری میماند. خب همه چیز جمع و جور و آنکادر شده است. از لیسانس تا چهل و چند سالگی هر کدام که چطور میگذرد. در آخر سوالی میپرسد " تفسیر این که چه چیزی ارزشش را داشت با شما."
داستان اول : شاد بودن یا نبودن ؟ ...
داستان دوم : تغییر کردن یا نکردن ؟ مساله اینجاست.
بیانیه انجمن حقوق دانشگاه تهران، در اعتراض به اخراج دکتر حسین بشیریه، دکتر هادی سمتی، و دکتر سعید شاهنده از دانشگاه.
+ عمید زنجانی تاکنون حدود 50 تن از اساتید دانشگاه را کنار گذاشته است.