تبليغاتX
سادگي: قصيده نه، غزل شايد
سادگی
قصیده نه، غزل شاید (سابق)
شنبه بیست و نهم دی 1386
+ تراژدی و حماسه شیعی ( دکتر جواد کاشی)
+ نوشته شده در 3:16 توسط محمد.
جمعه بیست و هشتم دی 1386
+ بودجه نظامی آمریکا (وبلاگ شهیر)
+ نوشته شده در 1:51 توسط محمد.
یکشنبه بیست و سوم دی 1386
+ سید جعفر شهیدی

(بالاترین)

تکمله:گزارش از مراسم خاکسپاری!!! (وبلاگ توحیدلو)

+ نوشته شده در 18:20 توسط محمد.
شنبه بیست و دوم دی 1386
افت فشار گاز
جیک جیک مستونت بود. فکر زمستونت بود؟!
+ نوشته شده در 0:23 توسط محمد.
دوشنبه هفدهم دی 1386
زمین سبز و سفید

 دیروز که بعد امتحان پیاده تا انقلاب می‌رفتم، تعبیر به نظرم کاملا جدیدی درباره ساعت ( یا زمان) به ذهنم رسید. اما الان توی پاراگرف آخر یک فصل از یک کتاب جمله‌ای‌خواندم که آن تعبیر کشنده‌ام  کاملا بی مزه شد. به هر صورت هر دوتایش را نقل‌میکنم. " ما به این دلیل روی کره زمین زندگی می‌کنیم که از زندگی لذت ببریم. به حرفهای کسانی که به شما چیزی غیر از این می‌گویند گوش ندهید." فکر بین‌راهی آزادی تا انقلاب هم این بود: ثانیه‌ها جلوی چشم شما جان می‌دهند. اصلا عقربه‌ی ساعت که روی آن صفحه دور می‌زند درست مثل یک گیوتین ثانیه‌ها را گردن می‌زند - از روی هر ثانیه که رد می‌شود سرش را می‌برد- عمر قتل عام ثانیه‌هاست.

بی‌خیال همانطور که ونه‌گوت گفت به حرف‌های کسانی که به شما چیزی غیر از این می‌گویند گوش ندهید.

  توی پیاده‌روی جلوی نرده‌های اوقاف – نزدیک تقاطع نواب و آزادی - صحبتم با علی راجع به مدرک دانشگاه به کله‌م زد. همانطور که از تاریخ تمدن می‌دانیم باید بدوی ترین مدرک (degree : درجه. متشکرم که زبان انگلیسی حرفم را تصدیق می‌کند! ) در ارتش‌ها ایجاد شده باشد مثلا فرمانده‌ها یک تکه پارچه سرخ به بازوشان گره می‌زدند. هنوز درجه بندی ارتش شکل بدوی خودش را حفظ کرده و تمام افسر‌های دنیا ستاره‌ها را می‌گذارند روی شانه‌شان، جایی که جلوی چشم همه باشد، و البته جلوی چشم خودشان. من قسم می‌خورم که اگر قانون روزی همه‌ی نظامیان را مجبور کند که ستاره‌‌هاشان را فقط روی شانه‌ی چپ‌شان بگذارند، دست کم دو- سوم افسر‌های دنیا لوچ شوند.

بحث ما با علی سر مدرک دانشگاه ‌هاروارد و ام.آی.تی بود.

 اگر معنی پست‌داک(PostDoc) دانشگاه هاروارد را نمی‌فهمید، واقعا دانشجوی خرفت و احمقی هستید. در یک محیط نظامی رضایت بخش‌ترین چیز برای فرمانده این است که همه‌ی سرباز‌ها معنی ستاره‌های روی شانه‌اش را خوب می‌فهمند. بنابراین یک صورت بدوی از مدرک در ارتش‌ها وجود دارد.

 دقت کن، عزیزم!  این مثال می‌تواند به تو کمک کند نقش مدرک و علم را سوا، سوا برای خودت بررسی کنی.

#      

 انتخابات آمریکا هم نتیجه‌ی مرحله‌ی اولش در آیوا افتضاح بود. برگزیده‌های واقعا وراجی هستند. نفر اول جمهوری‌خواه‌ها یک کشیش هست و نفر دوم دموکرات‌ها یک خالی‌بند. این اوباما 46 ساله هم وفتی‌ که میانگین سن کاندیدا‌های جمهوری خواه‌ 61 سال و 8 ماه و برای دموکرات‌ها 60 سال و 8 ماه هست، از جنبه‌ی استقلالش به عنوان یک رییس‌جمهور آدم را نگران می‌کند. 

  در نتیجه اگر آدم به اندازه کافی وقت داشته‌باشد و در مجرای تنفس خودش نشاشیده باشد ( بحران نبود اکسیژن و به اصطلاح زمین سبز) حتما در علوم سیاسی خواهد شاشید.

 توضیح درباره‌ی مساله سوپر روشنفکری زمین‌سبز، یک پاراگرف دیگر از ونه‌گوت؛

" فکر می‌کنید رومی‌های باستان آدم‌های خوش‌ذوقی بودند؟ ببینید چقدر اعداد‌شان احمقانه بود. یکی از فرضیه‌ها، دلیل زوال و سقوط آنها را سربی بودن لوله کشی‌ها می‌داند. ریشه کلمه‌ی لوله کشی (Plumbing) کلمه پلومبوم است، که معادل لاتین سرب است. سرب باعث مسموم شدن انسان‌ها می‌شود و چنین مسمومیتی آن‌ها را تنبل و احمق می‌کند."

 مساله اکسیژن خیلی شبیه داستان لوله‌کشی هست.

#

 خب، کی خسته ا‌ست؟

  امروز یک برف حسابی آمد، در تهران. بچه‌های مجتمع ما آدم برفی درست کردند، بعد خرابش کردند، یکی از بچه کوچک‌ها یک گوله برف را که سفت شده از جای گردن آدم برفی برداشته می‌گوید: " این چی شه؟ " مثلا یعنی کجاش هست؟ - آخر بچه‌ی چهار ساله آدم برفی را باور می‌کند.- گفتم: بغضش. چرت گفتم! بعد خوشم آمد. بغض؛  یک گوله برف،  باید همانجا باشد.

 امشب حیدری در گفتگوی خبری گفت: خواهش می کنم پیرها این روزهای برفی توی خانه بمانند، ما که درکشورمان تقریبا ۱۵۰ روز تعطیلی داریم این دو سه روز هم رویش.

#

  میدان انقلاب نقش مرکزی در مسیر من پیدا کرده. دیشب که داشتیم از طرف دیگر یعنی از میدان فردوسی پیاده برمی‌گشتیم. نشد کوروش را قانع کنم، چرا مرگ بد است؟! گمانم یک دلیل پیدا کرده‌ام که نشود ردش کرد. ببین قبول داری همه‌ی کسانی که می‌میرند، زنده به گور می‌شوند، یعنی زنده زنده می‌میرند.

  لذا یک آرزویی به دل من شخصا هر وقت که بمیرم می‌ماند که چند ثانیه‌ای صحنه را عقب ببرند تا بگویم: متاسفم که مُردم.

#

  بهمن گفت همینجوری هر چی به فکرمان رسید بنویسیم، همانطور که می‌بینید؛ این خط آخرش هست.

+ نوشته شده در 3:24 توسط محمد.
چهارشنبه دوازدهم دی 1386
نوشتم، شفته شد.

 کودکی‌ام را بالای درخت گردو دیدم، روی آن شاخه‌ای که حالا تا روی حوض آمده. و به غیر از این یکی درخت بقیه کاملا خشک شده بودند، حتی ذغال کباب‌مان را دایی از جوب همان‌ها درست کرده بود.

 مسافت فاصله‌اش را از دست داده، این از نزدیکی دیوار ته حیاط می‌فهمم. قبلا این طور نبود؛ حیاط جلویی کفش از موزائیک بود و حیاط عقبی کفش از آجر ضربی، ان موقع هیچ وقت از اینجا – جلوی ایوان- دیوار ته حیاط را نمی‌دیدم.

دیگر این که چلچله را همینجا فهمیدم، بعد در فارسی دبستان گفتند چلچله همان پرستوست. سار را هم. یک چراغ بزرگ توی حیاط بود که اصلا هم پیر نشده است، رویش یک سرپوش هست که درز بزرگی دارد، پرنده‌ها اسمشان را همانجا می‌گفتند.

 توی جاده گفتم؛ نکند مرگ ، توقف عدم باشد. فهمیده‌ام مرگ از زمان به دنیا آمدن شروع شده. بعد به معنی که پیاژه کشف کرد؛ زاییده شدن ما هیچ وقت تمام نمی‌شود. کودکی که پیر می‌شود.

 برق رفته، سه نفری نشسته‌ایم و نور چراغ گاز اینجا را روشن کرده. بقیه نوری که حالا نیست باید کاملا اضافی بوده باشد، چرا که در روشنایی چیز‌هایی بیشتری گم می‌شد تا حالا در سایه.

انقدر کتابخانه‌ها را جلوی چشم هم آوردیم که فهمیدم اصلا ناراحت نمی‌شوم اگر موریانه‌ها کارشان را از همین حالا شروع کنند و تمام کتاب‌ها را بخورند به غیر از جلدشان. چون در این‌صورت هیچ چیز تغییر نخواهد کرد.

  آینه هم موجود وقت نشناس دمدمی مزاجی است! آخر فقط برای دستشویی رفته بودم. کمی راز کارش را کشف کرده‌ام ازاین دو جمله  ساخته شده : هنوز که هنوز از خودم خلاص نشدم. دوم: بالاخره خودم را نشناختم.

 صحیفه برایم مثل یک مکعب مستطیل سبز می‌ماند، چهار زانو رویش می‌نشینم وسط زمستان. نمی‌دانم تقصیر زمستان است که آماده می‌شوم. جاده‌ی ابریشم من از عراق شروع می‌شود به عراق هم تمام می‌شود.

 می‌توانستم دستم را توی جیبم کنم و ازش رد شوم، گذشته آدم‌ را دلتنگ می‌کند. همین.

+ نوشته شده در 3:33 توسط محمد.
سه شنبه یازدهم دی 1386
+ اتو بیوگرافی "بی‌نظیر بوتو" (pdf)
+ نوشته شده در 15:15 توسط محمد.
شنبه یکم دی 1386
30 آذر
یلدا ؛

این سال‌ها چرا ؟

قد تو، آب‌می‌رود.
+ نوشته شده در 1:54 توسط محمد.
Check Page Ranking