یک قسمت از مصاحبه صادق طباطبایی با اعتمادملی امروز خواندنی بود، شاید بعدا به چشمتان نخورد.
ماجرا از این قرار بوده که؛ در زمان جنگ داخلی لبنان امام موسی به عرفات که رییس گروه الفتح بوده توصیه میکرده که در مسایل داخلی لبنان دخالت نکند تا با لبنانیها جنگ داخلی پیش نیاید و اسراییل نفع ببرد. یک شب عرفات زنگ میزند که امام موسی را ببیند...چمران و صادق طباطبایی همراه امام موسی صدر به دفتر یاسر عرفات وارد میشوند؛
[ نقل قول از طباطبایی:]
او (عرفات) برافروخته و ناراحت بود و به محض اینکه آقای صدر را دید گفت: "شما همواره میگویید که خویشتنداری کنم ولی با این شرایط چطور ممکن است؟! ببینید برای من چه هدیهای فرستادهاند. " در گوشهای از اتاق جعبهای با کادوپیچی بسیار شیکی قرار داشت، آقای صدر به سمت جعبه رفت و دید که سر یک بچه ششماهه فلسطینی در آن قرار دارد. یاسر عرفات گفت: " حالا من جواب پدر،مادر و خانواده این بچه را چه بدهم؟ " آقای صدر به او گفت: " تو یک مجاهد هستی، گاهی در زندگی یک مجاهد شرایطی پیش میآید که نجنگیدن سختتر از جنگیدن است..."
وقتی که افتادم از جمّاز
همین.
شانه به شانهی تو میراندم
در حوالی حجاز
که تصویر او را دیده بودم، میان زورق روی آب.
بگذار اعتراف کنم
همیشه...
حتی اگر مسواک هم نمیزدم، تو را پیدا میکردم
قبل از خواب.
شاید تقصیر از بید باشد
که در زمستان بیشتر میلرزد.

کلیسای وانک - آذر ۸۶