1 «یا من میآیم، یا میرحسین» اصلیترین موضوع بود، آقای قاضیان به خوبی این گزاره و پیامدهای آن را تحلیل کرده. این جمله اما تاریخی دارد که باید مرورش کنیم.
تا اواخر آذر ماه آقای خاتمی برای ورود به انتخابات به شدت بیمیل بود.
طی دی و بهمن، آقای خاتمی دست کم سه بار تلاش کرد تا با میرحسین موسوی هماهنگ بشود. پیشنهاد آقای خاتمی به میرحسین، این بوده که بعنوان کاندیدای اصلاحطلبان زمانی را برای اعلام کاندیداتوری معین کند، یا حداقل موضعش را بیان کند. خاتمی اصرار داشت تا در نیمه بهمن این موضوع قطعی شده باشد.
اما آقای میرحسین هیچ تعهد و توافقی با آقای خاتمی نکرد، و طبیعتا حق تصمیمگیری را برای خودش تا زمان ثبت نام محفوظ نگه داشت. آقا خاتمی با این استباط که به آقای میرحسین فهمانده است که با او رقابت نخواهد کرد و زمان کم باقیمانده، کاندیدا شد.
بعدا میرحسین رسما اعلام کاندیداتوری کرد.
روز یکشنبه (25 اسفند) با این که تعطیل بود، سیاست روی دور تند بود؛ جلسه پشت جلسه و خبر پشت خبر:
خاتمی مقدمات انصراف را چیده بود و ساعت 3 بعد از طهر با میرحسین در جماران دیدار داشت.
حرف خاتمی معلوم بود: نمیشود هم او و هم میرحسین کاندیدا بمانند، بنابراین خاتمی سعی کرد میرحسین را نسبت به عملش مسئول کند و او را نسبت به هزینهها و نتایج باقی ماندنش متوجه کند.
خاتمی به موسوی گفت: آماده انصراف است ولی راه دیگر این است که هر دو، تا پیش از ثبتنام بمانند و کسی که مقبولیت بیشتری از جانب مردم دارد بماند و معنی این گزینه دوم این بود که آقای میرحسین به خاتمی تعهد بدهد که با او رقابت نخواهد کرد.
آقای موسوی در همان جلسه به آقای خاتمی گفته بود: تصمیم دارد در انتخابات باقی بماند، و آقای خاتمی هم خود صلاح کارش را میداند و هر چه درست میداند انجام دهد.
2 گفته میشود که روز عید و قبل از عید آقا خاتمی زیاد ملاقاتی داشته:
یکی کرباسچی بوده که با خاتمی تکلیف را روشن کرده و گفته اگر خاتمی بماند، حتی ممکن است کروبی به نفع میرحسین کنار برود اما کاندیدای او و حزبش به هیچ وجه به نفع خاتمی کنار نخواهند رفت.
دیگری ملاقات کنندگانی که پیام روشنی از جانب شخص اول کشور برای آقای خاتمی آوردند. (این قسمت در ۳/۱/۸۸ ویرایش شد.)
3 خاتمی ملاحظات دیگر هم داشته، مهمترینش اینکه؛ اگر او به مرحله دوم انتخابات برود باخت به حساب اصلاحات نوشته میشود.
همین طور شنودههای رجا نیوز را ببینید.
این سخنرانی و مواضع صریح آن نیز میتواند موثر بوده باشد. در این زمینه وبلاگ ساز مخالف را ببینید.
آنچه باید از بیانه انصراف خاتمی بدانیم
بحمد الله قبل از من بزرگانی اعلام حضور کردند و اینک جناب آقای مهندس میرحسین موسوی هرچند دیر، آمادگی خود را برای نامزدی به طور رسمی اعلام کرده اند...
هنگامی که گفتم «یا من یا مهندس موسوی» در عین احترام به همه عزیزانی که در عرصه انتخابات حضور داشته یا خواهند داشت، به این ظرایف نظر داشتم:
اولاً: به اهمیت انتخابات، ضرورت پیروزی در آن، لزوم تغییر وضع فعلی در جهت مصالح کشور و اصلاح در حد توان و امکان، یکپارچگی نیروهای تغییرخواه و پرهیز از مخدوش شدن ضرورت های فوق با طرح گفتمانهای متفاوت، (ولو یکسان در اصول) توجه داشتم و لذا با فرض آمدن جناب آقای موسوی نمی آمدم و حالا نیز نمی مانم...
خامساً: آنچه باید بیش و پیش از هر چیز مد نظر باشد، پیروزی اخلاقی است که اگر چنین باشد، نتیجه انتخابات هرچه باشد اخلاق مداران پیروز خواهند بود و شائبه رقابت بر سر قدرت برای من که همواره بر اخلاق تأکید داشته و دارم، امری است که همه تلاش خود را در رفع آن به کار خواهم برد. حال که جناب آقای موسوی به صحنه آمده اند، با اجتناب از هرگونه گفتار یا عملی که موجب تفرقه باشد، نیاز به ایجاد فضای شاداب وحدت و همدلی است. هر عملی که به تشتت آراء و اختلاف نظر خواستاران «تغییر» - در هر جبهه و جناحی که باشند- بیانجامد، در پیشگاه خداوند و نزد مردم قابل گذشت نخواهد بود. ..
من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء و با ایمان کامل به توان و مرجعیت مردم که «میزان» رأی آنان است و باید آرائشان در حد امکان به نقطه واحدی سوق داده شود، از صحنه نامزدی انتخابات کنار می کشم تا به یاری خداوند تغییر و بهبود اوضاع بهتر و کم هزینه تر در دسترس قرار گیرد و با این کار می کوشم تا امکان بهره برداری سوء را از کسانی که پیروزی خود را در القاء اختلاف و نیز تشتت آراء در جبهه گسترده خواستاران تغییر می جویند بگیرم...
به برادران عزیزم آقایان کروبی و موسوی نیز صمیمانه عرض می کنم که مدبرانه و دلسوزانه صحنه را با تفاهم چنان مدیریت کنند که خدای ناخواسته به تفرقه و تشتت نیانجامد و می دانم که این عزیزان همه تلاش خود را در این راه به کار خواهند برد، ان شاء الله...
سید محمد خاتمی - 26 اسفند 87
گزارش اجمالی کلمه* از سخنرانی میرحسین موسوی در نازی آباد:
« حذف مدیران نظام، نادیدهگرفتن منابع انسانی کشور و دامنزدن به محدودیتهای متعدد در بهرهگیری از نیروهای مختلف و سرمایههای انسانی جلوهای از اسلام متحجرین است. او یوسف [یوزارسیف]** را به مثابه جلوهای از اسلام ناب معرفی کرد و قدرت مدیریت او در مواجه با بحران هفت ساله سرزمین مصر باستان را به مثابه یک شاخص اسلام ناب برشمرد.
او با اشاره به پخش سریال حضرت یوسف [یوزارسیف] از رسانه ملی، به مدیرت حضرت یوسف [یوزارسیف] در ذخیره تولید سالهای فراوانی برای سالهای سختی اشاره میکند و سازوکارهای کنونی استفاده از حساب ذخیره ارزی را در مغایرت با الگوهای دوراندیشانهی حضرت یوسف [یوزارسیف] توصیف میکند. موسوی ضعف مدیریت منابع حاصل از سالهای فراوانی درآمد نفتی کشور را مورد نقد قرار میدهد. »
*ساعت 4:50 صبح یکشنبه این مطلب را عینا از روی سایت کلمه کپی-پیست کردم.
** اضافه کردن عبارت [یوزارسیف] برای کمک به فهم دقیق موضوع انجام شده.