[ خب لابد میدانید فاطمه رجبی دو تا مطلب را جع به میرحسین نوشته و نبوی هم طبق معمول در طنزش استفاده کرده. میرحسین از طنزی که نبوی در حمایت او نوشته به شدت انتقاد کرده.]
گاهی جنسیتزدگی زبانی را این گونه تعریف میکنند؛ « زبانی جنسیتزده است که کاربرد آن تمایزی بیادبانه، نامربوط یا ناعادلانه را در میان جنسیتهای مختلف به وجود آورده یا ترویج نماید.»*
از متن دیرحسن موسوی و فاطی عصبی ابراهیم نبوی:
· الهی قد شوهرت یک ده سانتی هم شده بلندتر بشود.
· وعاظ مکرم که به همسرشان حمیده خانم میگویند منزل.
· آبجی، مصب تو شکر که یاد شمسی پهلوون ... را زنده کردی.
· نکند این نامه را فاطمه رجبی در مخالفت با میرحسین ننوشته و زهرا رهنورد در حمایت از شوهرش نوشته؟
o تو متعلق به شوهر و بچههایت فقط نیستی، تو متعلق به همه مردمی.
o ای فاطی عزیز!
o فاطی جان! قربانت گردم!
o الهی روی میز آشپزخانهات همیشه پر از خودکار و کاغذ باشد.
اول :جنسیت زدگی در واژگان (صَرف) که خودشان دو گروه هستند. آنهایی که مستفیما دلالت بر زنانه بودن میکند، مثل: فاطی جون، خاله زنک، آبجی، خاله خانباجی، شمسی پهلوون، فاطی سیبیل، منزل.
و آنهایی که روابط خویشاوندی را دستمایه میکند مثل: شوهرت، شوهر وبچههات.
خواندن این عبارت دید خوبی میدهد: « گاهی زنان با توجه به رابطه خویشاوندیشان متحمل نابرابری و فرودست انگاری زبانی میشدند. بررسیها نشان دادند نقش زن به عنوان همسر بیش از همه موارد آماج تبعیض و نابرابری قرار گرفته است. در این مورد زن به عنوان جنس دوم و موجودی فرودست و دستنشانده مرد انگاشته شده است.»
دوم: جنسیتزدگی در حوزه معنا، مثل: فاطی جان! قربانت گردم. // زن رو خدا زده. // الهی روی میز آشپزخانهات...
اینها فقط در صورتی بامزه و خندهدار هستند که خطاب به یک زن به کار رفته باشند. این یک طرفه بودن، بر اندیشه سازنده این جملات دلالت می کند. **
از متن اطلاعیه میرحسین موسوی درباره طنز یک نویسنده درباره خانم فاطمه رجبی
· اگر همان جملات به هر علتی و هر بهانهای در مورد زنانی از بستگان خود او بیان شده بود، آرزو میکند هرگز آن را ننوشته.
· سخت ترین قشریگریها و مزمن ترین خصومتها و بدترین نیتها برای بیرون کردن زنان ما از میدان سیاست و اجتماع نمیتوانند آن جفا را بکنند که چنین مرزشکنیهایی موجب میشود
· با رواج چنین شیوههایی دیگر هیچ زنی جرات اظهار نظر در سطح جامعه را نداشته باشد.
· امیدوارم ابراز تاسف این خدمتگزار مردم در پیشگاه تمامی بانوان از اقدام آن نویسندهی مقیم خارج از کشور ارزش و اثری در تخفیف این امر داشته باشد.
که محور نقدش را دفاع از حقوق زنها با انتقاد از ادبیاتی که جنسیت را تحقیر میکند، قرار داده.
لینکهای تکمیلی:
نامه فاطمه رجبی به میرحسین// یادداشت فاطمه رجبی؛ مسافت دیوار خانه موسوی...// جواب نبوی به بیانیه میرحسین
پی نوشت:
*مطالب داخل کروشه و به طور کلی چارچوبی که در این نوشته استفاده کردم، از کتاب «فرادستی و فرودستی در زبان» نوشته مریم پاکنهاد، بود.
** دو چیز در این مورد کار را سخت میکند. یکی؛ طنز بودن نوشته مورد بحث. که خوب بعضی موارد شاید در طنز با قطعیت محکوم نشه. دیگری : ویژگی های ساختاری زبان فارسی و اندیشههای فارسی زبانان. که خود به خود این نوع نوشتن را به هر نویسندهای تحمیل میکند.
[ از اولین کنفرانس مطبوعاتیاش برمیآید که:] مهندس موسوی خیلی خوب تیکه میاندازد، در بیان بسیار صریح است، حتی مدیران درجه دو ، سه دولتی هم انقدر با صراحت صحبت نمی کنند. دقت کنید منظورم صراحتش در بیان از مسایل روزمره و شناختهشده هست. صراحت در ارجاع به دیگاههای کلی - فلسفی و جهانشناختی- یا دقت در به کاربردن تعریفهای جاافتاده در ادبیات روشنفکری جامعه – هیچ کدام- منظورم نیست.
همهی پاراگراف های پایین که با (*) شروع میشوند از سایتهای کلمه، قلم نیوز یا تابناک کپی- پیست شدهاند.
متاسفانه پیرمردها (یا نوجوانان ریشداری) که در کلمه نشستند با تنظیم خبر سوم شخص رسمی و پر تکلف (مزخرفشون) طنز بیان میرحسین را پنهان کردهاند.
اینجا سعی کردم نمونههایی را که نشان دهنده حرفهای صریح و کنایهدار مهندس موسوی در اولین کنفرانس مطبوعاتی بوده، بیاورم.
مهمترین اتفاقی که در این جلسه افتاد آغاز «جدایش پذیری» differentiation میان گفتمان احمدینژاد و موسوی هست. که تایید گفتمان قانونگرایی خاتمی از جانب موسوی به این تفاوت جهت و معنا میدهد.
*یکی از خبرنگاران خارجی حاضر در جلسه به عنوان یک غیر ایرانی، موسوی را شخصیتی تاثیرگذار دانست و تفاوت اصلی او را با سایر سیاستمداران ایرانی در شفافیت کلام او خواند.
*بنده با مقام معظم رهبری برای اعلام حضور مشورت نکردم اما ایشان به من وقت دادند که حتما خدمت ایشان خواهم رسید، اما کار خلافی نکردم و یقین دارم که ایشان از این مساله و البته حضور هر فرد دیگری که در چارچوب قانون به صحنه بیاید استقبال کرده و خوشحال میشوند.
*مخالف تغییرات کامیونی نیروها در وزارت خانه ها هستم. // بجای عبارت "تغییرات اتوبوسی"
*من در آینده جرات نمی کنم به آقای خاتمی پیشنهاد شغلی بدهم هر چند از کمک ایشان استفاده خواهم کرد و انتظار دارم پیش از انتخابات نیز ما را مساعدت کنند.
*وقتی خبرنگار «تهران تایمز»، مهندس موسوی را دکتر خطاب کرد و او با لبخند گفت: «من دکتر نیستم، دکتر خطرناکه!» این گفته مهندس موسوی خندی حاضران را در پی داشت.
*خبرنگار روزنامه ایران که فرصت طرح سوال نیافت، در هنگام خروج مهندس موسوی از سالن پرسش را در مورد مشروعیت داشتن یا نداشتن سازمان مجاهدین طرح کرد که با لبخند مهندس موسوی و این پاسخ روبرو شد: " کدام سازمان، مجاهدین انقلاب اسلامی یا مجاهدین خلق؟ "
*دنبال مافیای خیالی نفتی نخواهم بود.
*این ستاد آنقدر بودجه ندارد و اخلاقی نیز نمیداند که با پخش آش در خیابان و دادن کیسههای سیب زمینی به مردم و یا گذاشتن پول در کف دست این و آن رای جمع کند.
*ممکن است ما آرزو داشته باشیم که برخی نظامها در دنیا عوض شود و نظامهای بهتری جایگزین آنها گردد اما وقتی ما بر اساس یک عقیدهی مذهبی زمان تعیین میکنیم که این نظام چه زمانی به پایان تاریخی خود خواهد رسید و بر اساس این پیشبینی سیاست خارجی تدوین میکنیم، دچار مشکل میشویم و این همان چیزی است که بنده قصد اشاعه آن را ندارم.
*وی در ادامه گسترش رسانه ها در جهان را مورد اشاره قرار داد و بیان کرد: به کشورهای اطرافمان از جمله عراق نگاه کنیم هم می بینیم آنها به چه میزان کانال های تلویزیونی دارند.
*سوال: شما در سخنان اخیرتان بحث 270 میلیارد دلار را مطرح کردید که در کجا خرج شده است، به نظر شما این پولها در کجا خرج شده است؟
موسوی: جواب سوال آخر را نمیدانم باید اطلاعات کسب کنیم که کجا خرج شده است!
* من این مساله امنیت اجتماعی و گشت ها را جمع می کنم.
*برای خود غیر درست نمیکنم، با این که روی اصول خود محکم می ایستم و در این زمینه سابقه دارم سابقه ای که با من همراه است سریع برای خود خط قرمز نمی کشم و افراد را گروه گروه به غیر نظام و غیر خودم و غیر حرکت خود تبدیل نمی کنم.
*پنج استان ما مستقیما در جنگ بودهاند و آسیبهای فراوانی دیدهاند و حل مشکلات آن مناطق احتیاج به برنامههای دراز مدت دارد. البته من قول دادن در این رابطه را در سفرهایم به آن مناطق خیلی مناسب نمیدانم و معتقدم که وعدهها را پس از کار کارشناسی وسیع باید داد.
/// اینها هم ، صراحت از نوعی دیگر:
**در کشور ما ممکن است که بحث هایی مطرح شود و ساختار شکنی رخ دهد به آن معنا که بخواهد با نظام بجنگد، حساب این فرد با نظامهای امنیتی است اما اگر کسی مثلا اعتمادش به نظام کمرنگ شده باشد ولی در چارچوب قوانین ومقررات عمل کند و قوانین را زیر پا نگذارد نباید با آن به عنوان یک فرد ملحد برخورد کرد.
**وی درباره هولوکاست با اشاره به نظر اسلام در مورد انسان و هم چنین کشته شدن افراد گفت:در سال 1920 تا 24 ، تعدادی از افراد از ترس این که توسط نازی ها کشته نشوند به ایران آمدند و اکنون قبرستان لهستانی ها در ایران وجود دارد. بحث در این است که این جنایت رخ داده و کم و زیاد مربوط به مورخان است اما سوال این است که فلسطینیها در این قضیه چه گناهی دارند و چرا آنها باید تقاص جنایت هایی که توسط نازی ها صورت گرفته است را پس دهند.
***مهندس موسوی محل برگزاری این کنفرانس را با بدرقه مسولان روزنامه اطلاعات، با رویی گشاده و با نشستن در صندلی عقب ماشین پراید خود ترک کرد و عکاسان تا آخرین لحظه حضور او را ثبت کردند.
جنایتها و حماقت هاشون را همزمان با شروع یک تعطیلات طولانی و همه گیر انجام می دهند.
نمونه اش جنگ غزه همزمان با تعطیلات سال نو میلادی،ن مونه اش حمله به فضای وب همزمان با تعطیلات نوروز