تبليغاتX
سادگي: قصيده نه، غزل شايد
سادگی
قصیده نه، غزل شاید (سابق)
سه شنبه هجدهم فروردین 1388
از اولین کنفرانس مطبوعاتی میرحسین موسوی

[ از اولین کنفرانس مطبوعاتی‌اش برمی‌آید که:]  مهندس موسوی خیلی خوب تیکه می‌اندازد، در بیان بسیار صریح است، حتی مدیران درجه دو ، سه دولتی هم انقدر با صراحت صحبت نمی کنند. دقت کنید منظورم صراحتش در بیان از مسایل روزمره و شناخته‌شده هست. صراحت در ارجاع به دیگاه‌های کلی - فلسفی و جهان‌شناختی- یا دقت در به کاربردن تعریف‌های جاافتاده در ادبیات روشنفکری جامعه – هیچ کدام-  منظورم نیست.

همه‌ی پاراگراف های پایین که با (*) شروع می‌شوند از سایت‌های کلمه، قلم نیوز یا تابناک کپی- پیست شده‌اند.

 متاسفانه پیرمرد‌ها (یا نوجوانان ریش‌داری) که در کلمه نشستند با تنظیم خبر سوم شخص رسمی و پر تکلف (مزخرفشون) طنز بیان میرحسین را پنهان کرده‌اند.

 اینجا سعی کردم نمونه‌هایی را که نشان دهنده حرف‌های صریح و کنایه‌دار مهندس موسوی در اولین کنفرانس مطبوعاتی بوده، بیاورم.

 مهمترین اتفاقی که در این جلسه افتاد آغاز «جدایش پذیری» differentiation میان گفتمان احمدی‌نژاد و موسوی هست. که تایید گفتمان قانونگرایی خاتمی از جانب موسوی به این تفاوت جهت و معنا می‌دهد.

 

*یکی از خبرنگاران خارجی حاضر در جلسه به عنوان یک غیر ایرانی، موسوی را شخصیتی تاثیرگذار دانست و تفاوت اصلی او را با سایر سیاستمداران ایرانی در شفافیت کلام او خواند.

 *بنده با مقام معظم رهبری برای اعلام حضور مشورت نکردم اما ایشان به من وقت دادند که حتما خدمت ایشان خواهم رسید، اما کار خلافی نکردم و یقین دارم که ایشان از این مساله و البته حضور هر فرد دیگری که در چارچوب قانون به صحنه بیاید استقبال کرده و خوشحال می‌شوند.

*مخالف تغییرات کامیونی نیروها در وزارت خانه ها هستم. // بجای عبارت "تغییرات اتوبوسی"

*من در آینده جرات نمی کنم به آقای خاتمی پیشنهاد شغلی بدهم هر چند از کمک ایشان استفاده خواهم کرد و انتظار دارم پیش از انتخابات نیز ما را مساعدت کنند.

 *وقتی خبرنگار «تهران تایمز»، مهندس موسوی را دکتر خطاب کرد و او با لبخند گفت: «من دکتر نیستم، دکتر خطرناکه!» این گفته مهندس موسوی خندی حاضران را در پی داشت.

*خبرنگار روزنامه ایران که فرصت طرح سوال نیافت، در هنگام خروج مهندس موسوی از سالن پرسش را در مورد مشروعیت داشتن یا نداشتن سازمان مجاهدین طرح کرد که با لبخند مهندس موسوی و این پاسخ روبرو شد:  " کدام سازمان، مجاهدین انقلاب اسلامی یا مجاهدین خلق؟ "

*دنبال مافیای خیالی نفتی نخواهم بود.

*این ستاد آنقدر بودجه ندارد و اخلاقی نیز نمی‌داند که با پخش آش در خیابان و دادن کیسه‌های سیب زمینی به مردم و یا گذاشتن پول در کف دست این و آن رای جمع کند.

*ممکن است ما آرزو داشته باشیم که برخی نظام‌ها در دنیا عوض شود و نظام‌های بهتری جایگزین آن‌ها گردد اما وقتی ما بر اساس یک عقیده‌ی مذهبی زمان تعیین می‌کنیم که این نظام چه زمانی به پایان تاریخی خود خواهد رسید و بر اساس این پیش‌بینی سیاست خارجی تدوین می‌کنیم، دچار مشکل می‌شویم و این همان چیزی است که بنده قصد اشاعه آن را ندارم.

*وی در ادامه گسترش رسانه ها در جهان را مورد اشاره قرار داد و بیان کرد: به کشورهای اطرافمان از جمله عراق نگاه کنیم هم می بینیم آنها به چه میزان کانال های تلویزیونی دارند.

*سوال: شما در سخنان اخیرتان بحث 270 میلیارد دلار را مطرح کردید که در کجا خرج شده است، به نظر شما این پول‌ها در کجا خرج شده است؟

موسوی: جواب سوال آخر را نمی‌دانم باید اطلاعات کسب کنیم که کجا خرج شده است! 

* من این مساله امنیت اجتماعی و گشت ها را جمع می کنم.

*برای خود غیر درست نمی‌کنم، با این که روی اصول خود محکم می ایستم و در این زمینه سابقه دارم سابقه ای که با من همراه است سریع برای خود خط قرمز نمی کشم و افراد را گروه گروه به غیر نظام و غیر خودم و غیر حرکت خود تبدیل نمی کنم.

*پنج استان ما مستقیما در جنگ بوده‌اند و آسیب‌های فراوانی دیده‌اند و حل مشکلات آن مناطق احتیاج به برنامه‌های دراز مدت دارد. البته من قول دادن در این رابطه‌ را در سفرهایم به آن مناطق خیلی مناسب نمی‌دانم و معتقدم که وعده‌ها را پس از کار کارشناسی وسیع باید داد.

 

///   این‌ها هم ، صراحت از نوعی دیگر:

**در کشور ما ممکن است که بحث هایی مطرح شود و ساختار شکنی رخ دهد به آن معنا که بخواهد با نظام بجنگد، حساب این فرد با نظام‌های امنیتی است اما اگر کسی مثلا اعتمادش به نظام کمرنگ شده باشد ولی در چارچوب قوانین ومقررات عمل کند و قوانین را زیر پا نگذارد نباید با آن به عنوان یک فرد ملحد برخورد کرد.

**وی درباره هولوکاست با اشاره به نظر اسلام در مورد انسان و هم چنین کشته شدن افراد گفت:در سال 1920 تا 24 ، تعدادی از افراد از ترس این که توسط نازی ها کشته نشوند به ایران آمدند و اکنون قبرستان لهستانی ها در ایران وجود دارد. بحث در این است که این جنایت رخ داده و کم و زیاد مربوط به مورخان است اما سوال این است که فلسطینی‌ها در این قضیه چه گناهی دارند و چرا آنها باید تقاص جنایت هایی که توسط نازی ها صورت گرفته است را پس دهند.

***مهندس موسوی محل برگزاری این کنفرانس را با بدرقه‌ مسولان روزنامه اطلاعات، با رویی گشاده و با نشستن در صندلی عقب ماشین پراید خود ترک کرد و عکاسان تا آخرین لحظه حضور او را ثبت کردند.

+ نوشته شده در 4:16 توسط محمد.
Check Page Ranking